خرید بک لینک

ماهی جان پیامتو زود دیدم اما الان کجا پیدات کنم؟

برچسب: نویسنده: نوید اسدی تاريخ: جمعه 30 آبان 1404 ساعت: 22:13

میام اینجا یاد 10سال پیشم میافتم چه دوره ای داشتم ... چقدر همه چیز فرق میکرد... بعضی وقتها ناراحت میشم از نبود سرخوشی اون دوران ... از دوستانی که بودن و الان دیگه نیستن ... هرچن که همین وبلاگ یکی از بهترین دوستانمو بهم داده ...احساسات متناقض زیادی باهم با اومدن و دیدن این وبلاگ بهم دست میدهالان زدم روی قسمت پروفایل مدیر و دیدم اونجا چی نوشته ... خواستم آپدیتش کنم اما دلم نیومد ... پیش خودم گفتم بگذار اینجا مثل یه موزه بمونه از دهه نود من که اگه عمری بود و بلاگفا برقرار دوباره 10سال دیگه هم بیام و ببینمش و خاطره زنده کنم ... خدارو چه دیدی شاید نشون بچمم دادمش...دوباره شروع کردم و توی شبکه ی اجتماعی دیگه ای مینویسم اما اونجا به اسم خودمه و بعضی چیزهارو نمیشه نوشت... شاید بعضیهاشونو که نتونم اونجا بنویسم بیارم اینجا

برچسب: نویسنده: نوید اسدی تاريخ: جمعه 30 آبان 1404 ساعت: 22:13

چ دیر برگشتی…و ما برده هایی هستیم در نظامی جدید که زندگی و عشق و خوشی و معنارا در کار برای بیشترِ بیمعنی از دست داده ایمفرق ما با برده های قدیم اینه که فکر میکنیم که بردگی داشتن قل و زنجیره ! و آیا برده های قدیم به اندازه ما کار میکردند؟ و انقدر استرس و اضطراب داشتن؟!تهش میخوایم به خوب زیستن برسیم خوب زیستن مگه جز روابط خوب داشتناحساسات عمیق تجربه کردن رشد استعداد های فردیسلامت جسم و روان کنار کسایی که دوستشون داریم هست؟!وقتی کار نمیگذاره در کنار خودمون و عزیزانمون باشیم این چه خوب زیستنی هست؟!یوقت تو زیر خط فقری اره باید تلاشتو بکنی حداقلی رو فراهم کنی اما وقتی من ملزومات و حداقل هارو دارم چه کاریه بخوام همچنان خودمو پاره کنم برای بیشتری که سرمایه داری برام تدارک دید؟!که جی دی پی بالا ببرم؟که نیروی خدماتی دولت بشم؟!

برچسب: نویسنده: نوید اسدی تاريخ: جمعه 30 آبان 1404 ساعت: 22:13

صفحه بندی